← Back to list

What the Journey to the University Entrance Exam Changed in Me

مسیر کنکور چه تغییراتی در زندگی من ایجاد کرد

سوگند کریم پور دزکی · 2026-07-07 08:45 · 50 claps · 2.0 min read
#آزمون-کنکور #تغییرات #توسعه-فردی #فكر #از-ذهنت-بیرون-بیا
Open on Medium ↗
Wiki topics: EDU · Education & Learning

What the Journey to the University Entrance Exam Changed in Me

سال‌ها تصور می‌کردم کنکور فقط قرار است میزان دانش من را بسنجد. فکر می‌کردم نتیجه‌ی نهایی، همان قبولی یا عدم قبولی است. اما هر چه بیشتر در این مسیر قدم برداشتم، بیشتر فهمیدم که آزمون اصلی، نه روی برگه‌های امتحان، بلکه در ذهن من در حال برگزاری بود.

در ابتدای مسیر، موفقیت برایم یک مفهوم ساده داشت؛ مطالعه‌ی بیشتر، ساعت‌های طولانی‌تر و حذف هر چیزی که مرا از هدف دور کند. به مرور، تفریح، ورزش، صبحانه، استراحت و حتی وقت گذراندن با دوستان را بی‌اهمیت می‌دانستم. تصور می‌کردم هر دقیقه‌ای که صرف زندگی شود، از موفقیت کم می‌کند.

اما امروز اگر به گذشته نگاه کنم، می‌بینم بزرگ‌ترین تغییری که در من رخ داد، نه افزایش ساعت مطالعه بود و نه بهتر شدن مهارت حل تست؛ بلکه تغییر در طرز فکر بود.

در روان‌شناسی مفهومی به نام Cognitive Restructuring یا «بازنگری شناختی» وجود دارد؛ یعنی انسان باورهای قدیمی خود را دوباره بررسی می‌کند و اگر متوجه شود دیگر با واقعیت سازگار نیستند، آن‌ها را اصلاح می‌کند.

شاید مهم‌ترین باور اشتباه من این بود که «تفریح یعنی اتلاف وقت». امروز دیگر این جمله برایم حقیقت ندارد. امروز می‌دانم ورزش، طبیعت، گفت‌وگو با دوستان و حتی چند ساعت دور بودن از کتاب‌ها، اگر آگاهانه انتخاب شوند، بخشی از یک زندگی سالم هستند، نه مانعی برای موفقیت.

تغییر دیگری که در خودم احساس می‌کنم، چیزی است که روان‌شناسان آن را Psychological Flexibility یا «انعطاف‌پذیری روانی» می‌نامند.

سال‌ها پیش، اگر کسی به من می‌گفت باید میان درس و زندگی تعادل ایجاد کنم، احتمالاً مخالفت می‌کردم. امروز یاد گرفته‌ام که تغییر عقیده، اگر بر پایه‌ی تجربه و تفکر باشد، نشانه‌ی ضعف نیست؛ نشانه‌ی رشد است. انسان نباید زندانی باورهای گذشته‌ی خودش بماند.

همین تغییر باعث شد مرزهای فکری‌ام گسترده‌تر شود. یاد گرفتم قبل از قضاوت دیگران، دنیا را از زاویه‌ی دید آن‌ها ببینم. همان جمله‌ی قدیمی که می‌گوید: «قبل از قضاوت، با کفش‌های دیگری راه برو.» شاید بسیاری از انتخاب‌هایی که زمانی برایم بیهوده به نظر می‌رسیدند، فقط تجربه‌هایی بودند که هنوز آن‌ها را زندگی نکرده بودم.

و در نهایت، چیزی که بیش از همه در خودم احساس می‌کنم، بلوغ روان‌شناختی است.

امروز دیگر فقط از خودم نمی‌پرسم: «چگونه موفق شوم؟»

بیشتر از خودم می‌پرسم:

«چگونه موفق شوم، بدون اینکه زندگی کردن را فراموش کنم؟»

شاید پاسخ این سؤال، مهم‌ترین چیزی باشد که کنکور به من آموخت.

امروز قانون‌های کوچکی برای زندگی‌ام می‌سازم؛ صبحانه خوردن، بازگشت به ورزش، کوهنوردی، وقت گذراندن با خانواده و دوستان و نوشتن. این‌ها هدف اصلی زندگی نیستند، اما به من یادآوری می‌کنند که موفقیت، زمانی ارزشمند است که در کنار آن بتوان زندگی را نیز تجربه کرد.

اگر روزی پزشک شوم، امیدوارم مهم‌ترین دستاورد این سال‌ها فقط قبولی در دانشگاه نباشد؛ امیدوارم بتوانم انسانی باشم که در مسیر رسیدن به هدف، یاد گرفت چگونه سالم‌تر فکر کند، منعطف‌تر زندگی کند و دنیا را از زاویه‌های بیشتری ببیند.


메타데이터
post_id
db45987c937d
slug
what-the-journey-to-the-university-entrance-exam-changed-in-me-db45987c937d
url
https://medium.com/@sogandkarimpourx/what-the-journey-to-the-university-entrance-exam-changed-in-me-db45987c937d
canonical_url
https://medium.com/@sogandkarimpourx/what-the-journey-to-the-university-entrance-exam-changed-in-me-db45987c937d
author_url
https://medium.com/@sogandkarimpourx
status
ok
fetched_at
2026-07-16 08:08:51