شیلی، آغازی بر حکمرانی ابرشرکتسالاری
یازدهم سپتامبر، روزی است که با تعدیل ساختاری و نئولیبرالیسم پیوندی ناگسستنی دارد و اگر من توان تصمیمگیری داشتم، این روز را روز جهانی تعدیل…
شیلی، آغازی بر حکمرانی ابرشرکتسالاری
یازدهم سپتامبر، روزی است که با تعدیل ساختاری و نئولیبرالیسم پیوندی ناگسستنی دارد و اگر من توان تصمیمگیری داشتم، این روز را روز جهانی تعدیل ساختاری نامگذاری میکردم. یک بار کودتای ۱۹۷۳ شیلی، پایان دولت رفاه و دولتهای ملیگرا آغاز شد؛ جاییکه ثروتهای عمومی از مالکیت مردم خارج و بهدست صاحبان سرمایه افتاد. بار دیگر با نمایش سینمایی ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ آمریکا، بهانهای بهدست آمد تا نئولیبرالیسم آخرین قلعههای فتحنشده بهدست ابرشرکتها را نیز فتح کند. بعد از سال ۲۰۰۱ بود که ارتشهای خصوصی علنا حضور خود در مناسبات نظامی را اعلام کردند و جنگ از پدیدهای ظاهرا سیاسی به پدیدهای علنا اقتصادی تغییر مفهوم داد.

فردریش هایک، مریدش میلتون فریدمن و همفکرانش مدتها قبل از کودتای ۱۹۷۳ تفکر غلبه اقتصاد بر همه شئون زندگی یا همان نئولیبرالیسم را در سر میپروراندند؛ اما جاییکه این تفکر توانست بروز عملی پیدا کند، شیلی تحت حکومت دموکراتیک سالوادور آلنده بود. یازدهم سپتامبر ۱۹۷۳ در یک کودتای نظامی، آگوستو پینوشه با همکاری سازمان سیا، دولت مردمی سالوادور آلنده را سرنگون کرد و شیپور آغاز دوران نئولیبرالیسم را نواخت. اگر تا پیش از این، در کودتاهای آمریکایی نامی از شرکتهای آمریکایی و نقش آنها برده نمیشد؛ کودتای شیلی اما آغازی بر دوران حکومت ابرشرکتها بهجای دولتها بود و فریاد علنی این ماجرا بود. دولت دکتر مصدق در سال ۱۹۵۳ تحت نفوذ شرکتهای نفتی سقوط کرد اما در آن دوران سعی میشد دست و نقش شرکتها در کودتاها مخفی نگه داشته شود. از ۱۹۷۳ تاکنون چندین کودتای خونین و سرکوبهای هدفمند در دنیا رخ داده است که همه تحت لوای تعدیل ساختاری، اصلاحات اساسی و جراحی اقتصادی رخ داده است اما همه این جنایات در یک هدف مشترک بودهاند: «سلطه اقتصاد و عوامل اقتصادی بر همه ساحات زندگی مردم».
در همه این جنایات چه آشکار و چه پنهان؛ نمیتوان دست سفیدپوستهای میانهرو و معتدل! و دانشمند را نادیده گرفت. در کشتار میلیونی کمونیستها در اندونزی، در کودتای ۲۸ مرداد ایران، در سرنگونی آلنده و در نهایت در جنگ خانمانسوز و بیپایان خاورمیانه با عنوان نبرد علیه ترور، شعار همیشه ایجاد صلح، اعتدال و دموکراسی بوده است؛ اما هدف چیزی جز بسط قدرت ابرشرکتها نبوده است. در برنامهریزی برای این جنایات هیچ کمونیست، رنگینپوست، مسلمان، عرب، کرد، فارس، ترک و … دیده نمیشود. همه این جنایات بهدست سفیدپوستان چشمرنگیِ نژاد برتر شکل گرفت؛ اگرچه بهلطف پروپاگاندای توانمند جریان رسانهای اصلی، همواره خاورمیانه است که متهم اصلی مشکلات دنیا است.
نئولیبرالیسم هیچگاه بهدنبال آزادی نبوده، نیست و نخواهد بود. نئولیبرالیسم برخلاف نامش، فراتر از ایدئولوژی، یک دین خشن است؛ دینی که هیچکدام از پیروانش خلاف آن را متصور نیستند و با مخالفانش با خشونت تمام برخورد میشود. دینی که اکنون و بعد از این همه سال بنیادگرایی، منتج به افزایش جنگ و کشتار و نابرابری و حتی نابودی شعار رویای آمریکایی شده است. از مراودات تاریخی فریدمن با پینوشه و سایر دیکتاتورهای دنیا که بگذریم، این جمله فردریش هایک، پدر معنوی نئولیبرالیسم، در هنگام دیدار از شیلی تحت زمامداری پینوشه، توضیح کاملی در مورد نیت مد نظر این اقتصاددانان است:
«ترجیح شخصی من، یک دیکتاتوری لیبرال است تا حکومت دموکراتیک عاری از لیبرالیسم».
مورد شیلی یا از دید فریدمن، معجزه شیلی مصداقی است بر تمام این موارد که اگر هر ملتی بخواهد در مقابل منافع ابرشرکتها بایستد، سرنگون خواهد شد. برای حفظ منافع ابرشرکتها حتی مصدق، آلنده، عمر توریخوس و … که سیاستهای میانهرویی داشتند هم تحمل نشدند و در این راه اگر توانستند با سیاست و نیروهای داخلی، اگر نتوانستند با حربههای قانونی و تحریم و بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول و اگر هیچکدام از این روشها موفق نباشد با حمله نظامی منافع ابرشرکتها حفظ شد. شیلی از آنجا مهم است که تا پیش از این نقش ابرشرکتها، وجه پنهان کودتاها بود؛ اما در کودتای شیلی بود که آمریکا از همه توانش برای حفظ مناقع شرکتهای آمریکایی و سرنگونی آلنده استفاده کرد. تحریمهای شکننده با همکاری بانک جهانی، همکاری با سمنها و دانشگاهها (دانشگاه کاتولیک شیلی یا همکاری دانشآموختگان دانشگاه اقتصاد شیکاگو و میلتون فریدمن، تدوین طرح آجر را برای دوران بعد از کودتا بر عهده داشت)، خرابکاریهای سازمان سیا در اقتصاد شیلی و در نهایت قدرت نظامی پینوشه که تحت حمایت مستقیم آمریکا بود، همه ابزارهایی بود که آمریکا برای سرنگونی دموکراسی شیلی بهکار بست. سپتامبر سیاه شیلی با کودتای خونین پینوشه و قتل آلنده آغاز، با اعدام ویکتور خارا ادامه و با مرگ پابلو نرودا پایان یافت. اولین رهآورد پینوشه در اضمحلال رویای مردم شیلی، نابودی شعار آلنده بود: «شاد زیستن، جزء حقوق بشر است».

ویکتور خارا، خواننده و نوازنده مشهور اهل شیلی؛ یکی از قربانیان کودتای پینوشه بود. او در روز کودتا دستگیر شد و چند روز بعد با شلیک نزدیک به ۴۰ گلوله به قتل رسید. این متن آخرین ترانه او در استادیوم سانتیاگوی شیلی است:
ما پنج هزار نفر اینجاییم
در این بخش کوچک شهر
چه دشوار است سرودی سر کردن
آنگاه که وحشت را آواز میخوانیم
وحشت آنکه زندهام
وحشت آنکه میمیرم
خود را در انبوه این همه دیدن
میان این لحظههای بیشمار ابدیت
که در آن سکوت و فریاد هست
لحظه پایان آوازم
ویکتور خارا - مانیفست
[embed]
و ویدئویی از مراسم تدفین پابلو نرودا که بهخوبی فضای سنگین سپتامبر سیاه شیلی را بهرخ میکشد.
[embed]
کانال کنارگذر
메타데이터
- post_id
- f20e1764ff87
- slug
- شیلی-آغازی-بر-حکم-رانی-ابرشرکت-سالاری-f20e1764ff87
- url
- https://medium.com/@oneofall/%D8%B4%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%A2%D8%BA%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%AD%DA%A9%D9%85-%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%B4%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B1%DB%8C-f20e1764ff87
- canonical_url
- https://medium.com/@oneofall/%D8%B4%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%A2%D8%BA%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%AD%DA%A9%D9%85-%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%B4%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B1%DB%8C-f20e1764ff87
- author_url
- https://medium.com/@oneofall
- status
- ok
- fetched_at
- 2026-07-27 03:52:35